تفاوت های بینشیشه عایق خلاء (VIG)وشیشه عایق (IG)(که معمولاً به عنوان شیشه دو یا سه جداره نیز شناخته می شود) عمدتاً حول ساختار، عملکرد و کاربردهای آنها می چرخد.

1. ساخت و ساز
VIG از دو شیشه با خلاء بین آنها تشکیل شده است. خلاء به عنوان یک ماده عایق عمل می کند و از انتقال حرارت جلوگیری می کند. یک جداکننده لبه نازک فضای خلاء را آب بندی می کند و اغلب ممکن است یک گاز با رسانایی پایین در داخل آن استفاده شود.
واحدهای IG معمولاً از دو یا چند صفحه شیشه ای تشکیل شده اند که توسط یک فاصله دهنده پر از هوا یا گاز بی اثر (مانند آرگون یا کریپتون) از هم جدا شده اند. شکاف بین شیشه ها برای جلوگیری از ورود رطوبت یا هوا بسته شده است. محیط عایق هوا یا گاز بین شیشه ها است.
2. عایق حرارتی
VIG عایق حرارتی عالی ارائه می دهد زیرا خلاء بین شیشه ها رسانایی حرارتی بسیار پایینی را فراهم می کند و به طور قابل توجهی انتقال حرارت را کاهش می دهد. عدم وجود هوا یا گاز در فضای خلاء اتلاف گرما را به حداقل می رساند و باعث می شود انرژی بسیار کارآمدی داشته باشد.
IG عایق حرارتی خوبی ارائه می دهد، اما به طور کلی به اندازه VIG موثر نیست. شکاف پر از هوا یا گاز بین شیشه ها عایق را فراهم می کند، اما رسانایی حرارتی بالاتری نسبت به خلاء دارد، به این معنی که در جلوگیری از انتقال حرارت کارایی کمتری دارد.
3. ضخامت
VIG بسیار نازکتر از IG است. معمولاً ضخامت کلی آن در حدود 20-30 میلیمتر است، که آن را برای برنامههایی که به نمایهای باریک نیاز دارند، مانند طرحهای معماری مدرن یا پنجرههای کم مصرف با حداقل تأثیر بصری، ایدهآل میکند.
واحدهای IG ضخیمتر هستند و معمولاً از 18 میلیمتر تا 50 میلیمتر بسته به تعداد شیشهها و عرض اسپیسر متغیر هستند. ضخامت با لایه های اضافی لعاب افزایش می یابد.
4. بهره وری انرژی
VIG به طور کلی به دلیل U-value (انتقال حرارتی) پایین آن، بهره وری انرژی بهتری را ارائه می دهد، که می تواند تا 0.3 W/m²·K باشد. این آن را برای خانهها و ساختمانهای غیرفعال با هدف استانداردهای عملکرد انرژی بالا ایدهآل میکند.
واحدهای IG از نظر انرژی کارآمد هستند، اما مقدار U آنها معمولاً از 0.5 تا 1.2 W/m²·K بسته به ضخامت و نوع گاز مورد استفاده متغیر است. در حالی که هنوز در مصرف انرژی صرفه جویی می کنند، به اندازه VIG در جلوگیری از اتلاف گرما کارآمد نیستند.
5. عایق صدا
لایه خلاء در VIG همچنین به عایق صدا کمک می کند و عملکرد صوتی عالی را با کاهش انتقال نویز ارائه می دهد.
واحدهای IG عایق صوتی خوبی دارند، اما عملکرد آنها ممکن است به اندازه VIG موثر نباشد. قابلیت عایق صدا به ضخامت شیشه و فضای هوا/گاز بین شیشه ها بستگی دارد.
6. وزن
VIG بسیار سبکتر از IG است زیرا لایه خلاء نیاز به یک حفره بزرگ پر از گاز را از بین می برد و آن را برای پنجره ها و نماهای بزرگ بدون اضافه کردن وزن قابل توجه مناسب تر می کند.
IG سنگین تر است، به خصوص با چندین شیشه و سیستم فاصله دهنده ضخیم تر. وزن اضافه می تواند برای تاسیسات بزرگتر نگران کننده باشد.
7. تعمیر و نگهداری
VIG به تعمیر و نگهداری کمتری نیاز دارد زیرا آب بند خلاء از تراکم، مه گرفتگی یا تجمع کثیفی بین شیشه ها جلوگیری می کند.
واحدهای IG ممکن است در صورت از کار افتادن آب بند، تراکم بین شیشه ها را تجربه کنند، که می تواند یک مشکل تعمیر و نگهداری باشد. با این حال، اگر مهر و موم ها دست نخورده باشند، تعمیر و نگهداری حداقل است.
8. ماندگاری
VIG بسیار بادوام است و می تواند عملکرد خود را برای مدت طولانی حفظ کند زیرا فضای خلاء از مشکلات معمولی که واحدهای IG با آن مواجه هستند مانند نشت گاز یا تراکم جلوگیری می کند.
واحدهای IG میتوانند در طول زمان در صورت از کار افتادن آببندی بین شیشهها تخریب شوند و اجازه دهند هوا یا رطوبت وارد شکاف شود که میتواند بر عملکرد عایق تأثیر بگذارد.
9. برنامه های کاربردی
VIG معمولاً در ساختمانهای با کارایی انرژی بالا، خانههای غیرفعال و پروژههای معماری استفاده میشود که در آن پروفیل باریک و عملکرد حرارتی برتر مورد نیاز است. همچنین به طور فزاینده ای در نماها و سیستم های پنجره های پیشرفته استفاده می شود.
واحدهای IG به طور گسترده در ساختمان های مسکونی و تجاری به عنوان پنجره های استاندارد استفاده می شوند. آنها همه کاره و مقرون به صرفه هستند و عایق کافی را برای اکثر کاربردهای معمولی فراهم می کنند.
10. هزینه
VIG به دلیل فناوری پیشرفته، فرآیندهای تولید و عملکرد حرارتی برتر، عموماً گرانتر از IG سنتی است.
واحدهای IG معمولاً مقرون به صرفه تر هستند، به ویژه برای واحدهای دو جداره استاندارد، و آنها را به گزینه ای مقرون به صرفه برای بسیاری از پروژه ها تبدیل می کند.





